محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود

331

تحفه خانى ( فارسى )

است و يا ماش و يا هر دو و آب سرد بر سر صاحب رعاف بايد ريخت كه در تسكين بسيار ممد است و در بينى صاحب اين علت آب سرد و آب كشنيز تر كه درو مثل برف و يخ باشد و بسيار سرد باشد بايد چكانيد و اطراف صاحب رعاف را بايد بست كه موجب جذب ماده است بموضع الم كه خلاف بينى باشد و مراد به اطراف دست و پاست و محل بستن آن بازوست از دست و رانست از پا و چنان بايد بست كه محل بستن به درد آيد و حدوث ورم حصبه نيز درين مرض بسيار مجربست و خانه عنكبوت كه با سياهى كه نوشته مىشود آغشته كردن و از غبار آسيا قدرى برو باشيده در سوراخ بينى بايد فرستاد و شاخ سوخته و نرم كوفته گوزن را كه پنبه يا لته به آن آلوده كرده بر سوراخ بينى نهند بسيار نافع است و كافور به آب كشنيز تر و اندك سركه بر پيشانى طلا كردن نيز مفيد است و سرگين خر افشرده آب آن در بينى چكانيدن نيز بسيار مجربست و اگر اينها نشود اگر چنانچه از سوراخ جانب راست مىآيد و بسيار مىآيد كدوى حجامت در جانب راست در ميان مايل بجانب راست جگر بايد نهاد و جذب كرد و اگر از سوراخ چپ مىآيد كدو را مايل بجانب سپرز بايد نهاد و جذب كرد و اگر از هر دو سوراخ مىآيد كدو بر ميان راست معده بايد نهاد و جذب بايد كرد امّا درين جذب‌ها نيايد بريدن و مراد همين جذب بجانب مخالف است و پس از ادويه كه درين علت نافع باشد مازوى خام است زيرا كه در خام تجفيف بيشترست و شبّ يمانى كه زاك بلور است و اتراك آن را اجف تاش مىنامند و نشاسته و صمغ عربى اجز برابر نرم كوفته و پيخته بايد در بينى دميد و يا همين ادويه بر فتيله كه در سياهى آغشته كرده باشند پاشيده بسوراخ بينى فرو بايد برد و يا كاغذ سوخته و ودع سوخته كه آن را كرپاسه مىنامند